
یارب تو او را همچو من برغم گرفتارش مکن
در شهر غربت ای خدا هرگز تو آزارش مکن
هر چند او از رفتنش چشم مرا گریان نمود
ای خدای مهربان از گریه پربارش مکن
گر دوری از رویش مرا افسرده و بیمار کرد
درشهردوری بیکس است یارب تو بیمارش مکن
گر چه ریزم اشک هر شب از غم هجران او
گریان ز غم هرگز دمی چشم گهربارش مکن
گر با مرگ، زندگی دارد سر بازی ولی
یارب تواو را همچو من برغم گرفتارش مکن
نظرات شما عزیزان:
|